Journal
 
 
Photo Album

Nadim's entry (31)

Post an entry now!
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و بیست و یکم With native lang

ستوان یکم برای یک مدت طولانی بدون اینکه چیزی بگوید به نگاه کردن از طریق دوربین دوچشمی ادامه داد. با اينكه چند ستون های دود را دید که در ا...
  •  
  • 103
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 31, 2016 21:36
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و بیستم With native lang

ستوان آلمانی هیچ چاره ای بجز برگشتن به خط مقدم با بیشترین سرعت ممکن نداشت. با احساس کاملا افسرده، برای چند ثانیه با ستوان یکم صحبت کرد و ...
  •  
  • 127
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 30, 2016 17:13
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و نوزدهم With native lang

ستوان یکم، ناامید از گرفتن هیچ جواب از طرف صحبتش، هدست را از گوشش کنار برد و با صورت رنگ پریده به ستوان نگاه کرد و سپس چیزی به آلمانی را ...
  •  
  • 90
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 30, 2016 07:16
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و هجدهم With native lang

در حالی که پدربزرگم داشت با تعجب به دستگاه نگاه می کرد، ستوان هدست را گرفت، به کمی دکمه هایش فشار داد و سپس بعد از تماس با فرمانده دورش ش...
  •  
  • 99
  • 7
  • 1
  • Persian 
Aug 28, 2016 16:58
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و هفدهم With native lang

پدربزرگم به من گفت که دستگاهی که توسط سرباز آلمانی برده می شد، مثل یک رادیو بزرگ با یک آنتن طولانی و یک گوشی تلفن بود. با دیدن گوشی تلفن،...
  •  
  • 84
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 27, 2016 17:19
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و شانزدهم With native lang

وقتی ماشین به خانه آمد، یک ستوان آلمانی و سرباز دیگری که یک دستگاه مشابه به رادیو را حمل می کرد، از آن ماشین پیاده کردند. وقتی از دیوار ه...
  •  
  • 137
  • 2
  • 2
  • Persian 
Aug 26, 2016 17:52
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و پانزدهم With native lang

وقتی ستوان یکم از طریق دوربین دوچشمی نگاه می کرد، یک ماشین نظامی آلمانی را که به سمت خانه می آید، دید. او دوربین دوچشمی را از چشم هایش بر...
  •  
  • 136
  • 1
  • 3
  • Persian 
Aug 25, 2016 16:33
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و چهاردهم With native lang

پس از اینکه سربازان سلاح های و مهماتی را که نیاز داشتند، گرفتند، به سرعت خانه را ترک کردند و با همکارانشان که مسلسل ها را در پشت دیوارهای...
  •  
  • 155
  • 4
  • 1
  • Persian 
Aug 24, 2016 17:13
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و سیزدهم With native lang

بمحض اینکه سربازان اتاق را ترک کردند که در آن همراه فرمانده شان شده بودند، بلافاصله به اتاق که در آن صندوق های سلاح ها ذخیره شده بودند. و...
  •  
  • 162
  • 4
  • 2
  • Persian 
Aug 23, 2016 18:14
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و دوازدهم With native lang

پس از چند ثانیه سکوت، افسر آلمانی شروع به دادن دستورهایش به هر یک از سربازان کرد. با تعجب در مورد آنچه می گفت، پدربزرگم دنبال به جلو به د...
  •  
  • 142
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 22, 2016 20:37
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و یازدهم With native lang

افسر آلمانی هیچ چاره ای نداشت. او باید از اتلاف وقت متوقف کند و یک راه حل را به سرعت بیافت. در حالی که پایین نگاه می کرد، ناگهان ایستاد و...
  •  
  • 114
  • 2
  • 2
  • Persian 
Aug 21, 2016 17:16
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و دهم With native lang

سکوت وحشتناکی در اتاق برای مدتی بود. همه خیره بودند و حیرت زده می کردند چگونه مشکل را رفع کنند. افسر چگونه با همکاران دورش خواهد ارتباط ب...
  •  
  • 249
  • 2
  • 2
  • Persian 
Aug 20, 2016 16:26
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و نهم With native lang

با دیدن که تجهیزات مخابراتی به طور کامل آسیب دیده هستند، ستوان یکم خیلی نا امید شد. به عنوان یک واکنش، به شدت میز را که کنارش بود، مشت زد...
  •  
  • 233
  • 0
  • 2
  • Persian 
Aug 19, 2016 18:10
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و هشتم With native lang

وقتی پدربزرگم وارد خانه شد، بلافاصله به سمت اتاقی جایی که تجهیزات مخابراتی نصب شده بودند، رفت. بمحض اینکه به آنجا رسید، وقتی دید که ستوان...
  •  
  • 133
  • 0
  • 2
  • Persian 
Aug 18, 2016 20:10
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و هفتم With native lang

با اينكه سربازان که در پشت دیوارهای کیسه شن در بیرون پناه می گرفتند، در مورد فرمانده شان نگران شدند، موقعیتشان را ترک نکردند. در مقابل، م...
  •  
  • 92
  • 0
  • 1
  • Persian 
Aug 18, 2016 00:09
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و ششم With native lang

پس از تیراندازی خانه، جت جنگنده به سرعت روی آن عبور کرد و دور شد. با دیدن که آن در حال دور شدن به یک جهت که نمی توانستد از مسلسل هایش است...
  •  
  • 193
  • 2
  • 2
  • Persian 
Aug 17, 2016 01:42
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و پنجم With native lang

به هر حال، با بازگشتن به داستان ما از نو، در حالی که سرباز آلمانی با استفاده از مسلسل تیراندازی می کرد، به اصابت دو از جت های جنگنده و ب...
  •  
  • 361
  • 1
  • 3
  • Persian 
Aug 16, 2016 00:19
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و چهارم With native lang

خب، صادقانه بگویم، کاملا با پدربزرگم موافق نیستم. این درست است که آدولف هیتلر یک سلطان ظالم بود که جنایات علیه بشریت را بواسطه کشتن میلیو...
  •  
  • 104
  • 2
  • 3
  • Persian 
Aug 15, 2016 02:08
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و سوم With native lang

با اينكه پدربزرگم قدردانیش برای محبت بزرگ هیتلر برای آلمان و آلمانی ها را بیان کرد، همچنین نفرتش نسبت به او را بسبب سیاست نژادپرستانه اش ...
  •  
  • 104
  • 0
  • 3
  • Persian 
Aug 14, 2016 01:02
Nadim

(پدربزرگم (قسمت دویست و دوم With native lang

برای توضیح دادن دلیل شجاعت سربازان آلمانی به من، پدربزرگم به من گفت که آن به موجب رهبر نازی آدولف هیتلر است كه آنها را وفادار برایش، برای...
  •  
  • 107
  • 4
  • 1
  • Persian 
Aug 13, 2016 01:41