Journal
 
 
Photo Album

Nadim's entry (30)

Post an entry now!
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و هفتم With native lang

با دیدن که پدر پدربزرگم اصرار ورزید، هر اتفاقی که افتاد، در میهنش بماند، همسران و فرزندانش هیچ چاره داشتند. با وجود وحشت که بیشتر آنها د...
  •  
  • 135
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jun 30, 2016 00:47
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و ششم With native lang

ترک کردن میهن خود برای پدر پدربزرگم خیلی سخت بود. ترک کردن دیار جایی که زندگی کرده بود، جایی که برای کسب زندگی سخت کار کرده بود و جایی که...
  •  
  • 92
  • 4
  • 2
  • Persian 
Jun 29, 2016 02:30
Nadim

Dwar it-tagħlim Malti ... With native lang

għodwa t-tajba, kulħadd! Din hija t-tieni test nikteb bil-Malti. m'għandix ideja dwar dak li nikteb illum. Iżda, naħseb li din tkun ...
  •  
  • 187
  • 0
  • 0
  • Maltese 
Jun 26, 2016 19:02
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و پنجم With native lang

خانواده ای پدربزرگم، مانند همه که داشتند در حاجب العیون زندگی می کردند، یک استثنا نبود. آنها در مورد امنیتشان بسیاری نگران شدند و تعجب ک...
  •  
  • 159
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 26, 2016 18:39
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و چهارم With native lang

روز بعد، بیشتر و بیشتر از نیروهای آلمانی به حاجب العیون آمد. ظهر، آنجا بیش از یک هزار سرباز و ده های از تانک و باتری وجود دارند. در حقیقت...
  •  
  • 158
  • 4
  • 2
  • Persian 
Jun 26, 2016 00:27
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و سوم With native lang

پدربزرگم به من گفت که آن شب یکی از زمان لذت بخش ترین در زندگی خود را گذراند. با اينكه سربازان آلمانی در آغاز جدی به نظر می رسدند، وقتی ک...
  •  
  • 235
  • 1
  • 2
  • Persian 
Jun 24, 2016 19:25
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و دوم With native lang

خوشبختانه، سربازان آلمانی بدون هیچ مشکلی می توانستد آسیب همکارشان را درمان کنند و به سرعت باعث او بهترمی شود. بعد از خوردن شام با همدیگر،...
  •  
  • 126
  • 2
  • 1
  • Persian 
Jun 24, 2016 00:12
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاه و یکم With native lang

به هر حال، بیایید به داستان ما برگشتیم! پدر پدربزرگم، پس از که به دو فرزندش گفت که یک سبد بزرگ پر از بادام بیاورند، به همسرانش گفت که شام...
  •  
  • 308
  • 3
  • 3
  • Persian 
Jun 22, 2016 17:27
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و پنجاهم With native lang

شما ممکن است بپرسید چگونه نیروهای آلمانی بدون هر گونه مداخله برای عقب نشاندن آنها از نیروهای فرانسوی که داشتند در آن سال ها کشور را اشغال...
  •  
  • 154
  • 1
  • 1
  • Persian 
Jun 22, 2016 00:11
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و نهم With native lang

پدربزرگم آنچه پدرش از او خواسته بود را انجام داد. پدر پدربزرگم، وقتی که حدود ده دقیقه بعد همراهی جوخه آلمانی به خانه آمد، به همسرانش گفت ...
  •  
  • 165
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jun 21, 2016 00:05
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و هشتم With native lang

با دیدن که سربازان آلمانی برای پیدا کردن جایی ،که در آن می توانند همکارشان را بدون خطر درمان کنند، در عجله بودند، پدر پدربزرگم متوجه شد ک...
  •  
  • 104
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 19, 2016 17:12
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و هفتم With native lang

در حالی که پدر پدربزرگم داشت به حرکات دست افسر آلمانی متوجه می شد، فهمید که قائد جوخه بود. او همچنین فهمید که آنها در حال جنگ کردن دشمنان...
  •  
  • 113
  • 3
  • 2
  • Persian 
Jun 18, 2016 18:32
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و ششم With native lang

دلیل اینکه چرا افسر آلمانی داشت از حرکات دست استفاده می کرد بود که قبلا دانست که مردم تونسی زبان مادری خود را نمی فهمیدند. وقتی که پدر پد...
  •  
  • 96
  • 1
  • 2
  • Persian 
Jun 17, 2016 20:31
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و پنجم With native lang

پدر پدربزرگم، وقتی که سربازان آلمانی را در حال آمدن به مزرعه اش دید، قدری وحشت زده شد چون فکر کرد که او و پسرش را اذیت کنند. ولی، افسر، ک...
  •  
  • 144
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 16, 2016 18:56
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و چهارم With native lang

از آن به بعد بود که پدربزرگم سرباز آلمانی برای اولین بار در زندگی خود ملاقات کرد. او به من گفت که یک جوخه آلمانی از ده سرباز، در حالی که ...
  •  
  • 76
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 16, 2016 02:50
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و سوم With native lang

با وجود مقاومت شدیدشان در جنوب تونس، نیروهای آلمان نازی نمی توانستند حمله و پیشرویی نیروهای متفقین را دفع کنند که این آنها را مجبور کرد ب...
  •  
  • 108
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 14, 2016 18:35
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و دوم With native lang

در سال 1943، جنگ های زیادی بین نیروهای متفقین و نیروهای محور در شمال آفریقا صورت گرفتند. منظورم این است که متفقین هر دو از نیروهای آمریکا...
  •  
  • 97
  • 8
  • 2
  • Persian 
Jun 13, 2016 21:15
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهل و یکم With native lang

خب، فکر می کنم كه آن زمان برای شما ماجراها را که پدربزرگم در طول جنگ جهانی دوم زندگی کرد، تعریف کنم. در آن ماجراها، بسیاری از سربازان از ...
  •  
  • 187
  • 0
  • 2
  • Persian 
Jun 12, 2016 17:15
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و چهلم With native lang

دلیل تعریف کردن این داستان برای شما این است که به این نکته اشاره چگونه پدربزرگم ،علیرغم همه آنچه اتفاقی برایش افتاده است، بیشتر زنده است....
  •  
  • 184
  • 2
  • 1
  • Persian 
Jun 12, 2016 01:45
Nadim

(پدربزرگم (قسمت صد و سی و نهم With native lang

بعد از فکش بهبود یافت، پدربزرگم می تواند هر غذایی را که مهم نیست چقدر سخت بود، بخورد. فکش حتی قوی تر از اینکه قبل صدمه اش شده بود، شده اس...
  •  
  • 195
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jun 10, 2016 20:12