Journal
 
 
Photo Album

Nadim's entry (31)

Post an entry now!
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و هفتم With native lang

وقتی که پدربزرگم دزد را روی اسب دید، فریاد زد : «دزدی! دزدی!». دزد به او نگاه کرد و گفت : « خیلی دیر!» .سپس، اسب را تا دوید بر انگیخت. به...
  •  
  • 253
  • 3
  • 2
  • Persian 
Mar 31, 2016 20:47
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و ششم With native lang

در حالی که پدربزرگم و دوستش در حال چرت زدن بودند، دزدی به اسب، که کنار آنها بود، بدون هر گونه سر و صدا نزدیک شد. او لجام حیوان را گشود و ...
  •  
  • 195
  • 10
  • 1
  • Persian 
Mar 31, 2016 06:03
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و پنجم With native lang

یکی از داستان های پدربزرگم که مرا بسیار متوجه ساختند داستان کوشش سرقت اسب پدرش بود. آن اتفاق افتاده است وقتی که پدربزرگم نوجوان بود. داست...
  •  
  • 138
  • 4
  • 1
  • Persian 
Mar 29, 2016 04:37
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و چهارم With native lang

پدربزرگم بارها درباره چقدر سالم و قوی در دوران جوانی اش بود برایم تعریف می کرد. او حتی داستان ها را که نمی توانستم باور کرد با اینکه صحیح...
  •  
  • 196
  • 5
  • 1
  • Persian 
Mar 28, 2016 05:43
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و سوم With native lang

آن اولین تجربه شکار بود که پدربزرگم داشت. من روز را به یاد داشته باشید وقتی که آن داستان را برایم تعریف می کرد که اگر آن روز گذشته بود. آ...
  •  
  • 199
  • 0
  • 1
  • Persian 
Mar 27, 2016 05:23
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و دوم With native lang

با شنیدن آن، پدربزرگم عمیقا اه کشید و گفت : «خدا را شکر!». پدرش برای یک لحظه به چشمانش نگاهی کرد، بعد گفت : « گوش بده پسرم...این نصیحت ها...
  •  
  • 235
  • 0
  • 1
  • Persian 
Mar 26, 2016 04:39
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصت و یکم With native lang

وقتی که پدربزرگم پدرش را در حال آینده با تفنگ ساچمه ای اش دید، وحشت زده می شود و فکر کرد که مجازات در انتظارش وحشتناک خواهد بود. هر زمان...
  •  
  • 242
  • 3
  • 2
  • Persian 
Mar 25, 2016 06:12
Nadim

(پدربزرگم (قسمت شصتم With native lang

وقتی که پدر پدربزرگم به اتاق آمد، او تفنگ ساچمه ای اش را گرفت و او را بدقت بررسی کند. همه چیز خوب بود بجز لوله سمت راست که کمی منحرف بود....
  •  
  • 247
  • 6
  • 3
  • Persian 
Mar 24, 2016 04:50
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و نهم With native lang

پدربزرگم هیچ چاره ای نداشت، باید در باره چه برای او در طول سفر شکارش اتفاق افتاده بود به پدرش تعریف کرد. اما وقتی که برایش حقیقت تعریف کر...
  •  
  • 186
  • 3
  • 2
  • Persian 
Mar 23, 2016 20:28
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و هشتم With native lang

وقتی که پدربزرگم از پدرش نزدیک شد، از او پرسید : « امروز چه کار کردی؟ آیا تو چیزی شکار کردی؟». پدربزرگم برای یک لحظه ساکت بود. سپس، گفت :...
  •  
  • 195
  • 0
  • 3
  • Persian 
Mar 22, 2016 04:28
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و هفتم With native lang

وقتی که به خانه آمد، پدربزرگم در اتاق پدرش تفنگ ساچمه ای و کبک مرده را گذاشت. سپس، برای ناهار خوردن با برادرانش و خواهرانش به حیاط رفت. و...
  •  
  • 199
  • 2
  • 1
  • Persian 
Mar 21, 2016 04:06
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و ششم With native lang

پدربزرگم با کمال تعجب به برادرش نگاه کرد و گفت : «چه اتفاقی افتاد؟». برادرش لبخند زد و گفت : « هیچ چی، بیایید کبک و بریم خونه!». او را تا...
  •  
  • 228
  • 0
  • 1
  • Persian 
Mar 20, 2016 04:34
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و پنجم With native lang

زمانی که برادرش در حال سعی کردن سخت تا بیدار کردن او بود، پدربزرگم رفته رفته آگاهی به دست آورد. وقتی که چشمانش را باز کرد، برادرش به وجد ...
  •  
  • 179
  • 1
  • 1
  • Persian 
Mar 19, 2016 04:50
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و چهارم With native lang

وقتی که برادرش در حال افتادن در برکه را دید، برادر پدربزرگم زیادی وحشت زده کرد. به عنوان یک واکنش، بلافاصله از برکه عبور کرد، او را بر رو...
  •  
  • 172
  • 1
  • 2
  • Persian 
Mar 18, 2016 04:41
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و سوم With native lang

در حالی که پدربزرگم بر روی سنگ ها در راه بود، برای حفظ تعادلش در تفنگ ساچمهای تکیه زده بود. ناگهان، ناخواسته کشیده ماشه. تفنگ ساچمهای خشم...
  •  
  • 203
  • 6
  • 2
  • Persian 
Mar 17, 2016 06:08
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و دوم With native lang

پدربزرگم تصميم گرفت که برکه را برای گرفتن کبک عبور کرد. اما نمی‌خواست لباس هایش خیس کرد. بنابراین، برای رسیدن به پرنده مرده در برکه چند س...
  •  
  • 194
  • 3
  • 2
  • Persian 
Mar 16, 2016 04:22
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاه و یکم With native lang

با اينكه پدربزرگم و برادرش از شکار کبک خیلی خوشحال بودند، تاحدی متعجب بودند. چگونه می توانند پرنده مرده را از سطح آب گرفتند؟ در واقع، پدر...
  •  
  • 201
  • 0
  • 1
  • Persian 
Mar 14, 2016 20:55
Nadim

(پدربزرگم (قسمت پنجاهم With native lang

وقتی که پدربزرگم کبک را دید، تفنگ ساچمه را به سمت او هدف گیری کرد و شلیک کرد. بلافاصله، پرنده روی برکه افتاد و بر روی سطح آب ایستاد. وقتی...
  •  
  • 191
  • 1
  • 1
  • Persian 
Mar 14, 2016 20:26
Nadim

(پدربزرگم (قسمت چهل و نهم With native lang

پس از گرفتن اجازه از استفاده از تفنگ ساچمه ای پدرش، پدربزرگم برای اولین سفر شکار رفت. برادر جوانش همچنین در حین آن سفر او را همراهی کرد. ...
  •  
  • 128
  • 0
  • 2
  • Persian 
Mar 13, 2016 05:40
Nadim

(پدربزرگم (قسمت چهل و هشتم With native lang

قبل از که از استفاده کردن تفنگ ساچمه ای پدرش اجازه گرفت، پدربزرگم یک تست تیراندازی را انجام داده بود. در حقیقت، پدرش خواست تنها یکی از پس...
  •  
  • 186
  • 0
  • 1
  • Persian 
Mar 12, 2016 04:38