(پدربزرگم (قسمت صد و هشتاد و نهم

  •  
  • 140
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jul 31, 2016 00:40
حدود پانزده دقیقه بعد، یک تانک آلمانی، همراه با یک کامیون نظامی پر از مواد غذایی، به خانه آمد. کامیون سه متر دور از یکی از دیوارهای کیسه های شن متوقف شد در حالیکه تانک بین بعضی درختان نزدیک متوقف شد. پس از سلام دادن به راننده کامیون، بعضی سربازان شروع به خالی کردن صندوق های مواد غذایی و حمل کردن آنها به اشپزخانه کردند.

ادامه دارد.
My grandfather (part 189)

About fifteen minutes later, a German tank, accompanied with a military truck full of food supplies, came to the house. The truck stopped three meters away from one of the sandbags walls whereas the tank stopped between some nearby trees. After greeting the truck driver, some of the soldiers began unloading the food supplies boxes and carrying them to the kitchen...

To be continued...
Learn English, Spanish, and other languages for free with the HiNative app