(پدربزرگم (قسمت دویست و شصت و پنجم

  •  
  • 400
  • 5
  • 1
  • Persian 
Oct 15, 2016 00:22
به محض اینکه پدربزرگم مسلسل دستی برداشت، به سمت سنگ کوچکی که در مقابل او بود، هدف گیری کرد و سپس ماشه را فشار داد. در کمال تعجبش، مسلسل دستی کار نمی کرد. او در باره چه مشکل بود متعجب شد و پس از فشار دادن ماشه چند بار به آن مسلسل دستی خیره نگاه کرد. در حالی که داشت آن سلاح را بازرسی می کرد، ناگهان صدای کسی را شنید که فریاد می زد : «های».

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ماشه ها، لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

https://fa.wikipedia.org/wiki/ماشه

ادامه دارد.
My grandfather (part 265)

As soon as my grandfather picked the submachine gun up, he aimed at a little rock, that was in front of him, then pulled the trigger. To his surprise, the submachine gun didn't work. Wondering what the problem was, he stared at it after having pulled its trigger over and over. While he was examining the firearm, he suddenly heard someone shouting "Hey!"...

To learn more about triggers, please have a look at the link below:

https://en.wikipedia.org/wiki/Trigger_(firearms)

To be continued...