(پدربزرگم (قسمت صد و هشتاد و ششم

  •  
  • 112
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jul 28, 2016 01:12
در آن لحظه، پدربزرگم تقریبا تمام انواع سلاح های سبک و کالیبر متوسط را دید: تپانچه ها، تفنگ ها، مسلسل های دستی، تفنگ های نیمه اتوماتیک، تفنگ های تک تیرانداز، مسلسل ها، بازوکا ها، خمپاره‌انداز ها و نارنجک ها. به عنوان یک فتیشیستی سلاح های بزرگ، کاش می توانست آن سلاح ها را لمس کند. ولی، نجرات کرد از افسر آلمانی بخواست به او اجازه بدهد آن کار انجام بدهد. اما تقریبا ده سال بعد، وقتی در برابر نیروهای فرانسوی جنگ کرد که تونس را اشغال می کرد، می توانست از بعضی آن انواع سلاح ها استفاده کند.

ادامه دارد.
My grandfather (part 186)

At that moment, my grandfather saw almost all the kinds of light and medium-caliber arms: pistols, rifles, submachine guns, semi-automatic rifles, sniper rifles, machine guns, bazookas, mortars and grenades. As a big fan of firearms, he wished he could touch them. But, he didn't dare to ask the German officer to let him do that. However, he had the chance of using some of those kinds of arms about ten years later when he fought against the French troops that were occupying Tunisia...

To be continued...