(پدربزرگم (قسمت صد و هفتاد و نهم

  •  
  • 116
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jul 21, 2016 02:12
در عین حال، پدربزرگم آنچه بیرون اتفاقی داشت می افتاد را از طریق یک پنجره تماشا می کرد. وقتی افسران به خانه وارد شدند، سروان، بمحض اینکه او را دید، متعجب شد. با تعجب چه کسی بود و چی داشت آنجا انجام می داد، به ستوان یکم نگاه کرد و شروع به صحبت کردن با او کرد.

ادامه دارد.
My grandfather (part 179)

In the meantime, my grandfather was watching what was happening outside through a window. When the officers got in the house, the captain was surprised as soon as he saw him. Wondering who he was and what he was doing there, he looked at the first-lieutenant and began talking to him...

To be continued...