(پدربزرگم (قسمت صد و هفتاد و دوم

  •  
  • 215
  • 3
  • 2
  • Persian 
Jul 14, 2016 08:23
پدربزرگم، در حالی که همه مشغول انجام کارهای خود بودند، داشت بدقت آنها را تماشا می کرد. او به من گفت که سربازان آلمانی سخت گیرانه مثل ربات ها بودند. او هم به من گفت که اخم بودند و بندرت لبخند می زدند. من هنوز به بخاطر دارم چگونه، با گفتن اینکه دستورهای فرمانده یشان را بدون هیچ تاخیر انجام می دادند مثل اینکه ماشین آلات بودند نه انسان ها، آنها را ستود.

ادامه دارد.
My grandfather (part 172)

While everybody was busy doing their works, my grandfather was watching them carefully. He told me that German soldiers had been as strict as robots. He also told me that they had been frown and had rarely smiled. I still remember how he praised them saying that they had performed their leader's orders without any lateness as if they had been machines not human beings...

To be continued...