(پدربزرگم (قسمت صد و هشتاد و هشتم

  •  
  • 121
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jul 30, 2016 00:17
وقتی سربازان به نصب کردن مسلسل ها خاتمه دادند، افسر به بعضی آنها دستور داد که بیرون در پشت دیوارهای کیسه های شن بماندند تا خانه را محافظت کنند. سپس، به دیگران دستور داد که به کارهایشان که داشتند قبل از آمدن سروان انجام می دادند، ببرگشتند. پس از آن، به اتاق جایی که تجهیزات مخابراتی نصب شده بود، برگشت.

ادامه دارد.
My grandfather (part 188)

When the soldiers finished installing the machine guns, the officer ordered some of them to stay outside behind the walls of sandbags in order to guard the house. Then, he ordered the others to back to their tasks that they had been doing before the coming of the captain. Afterwards, he went back to the room where the telecommunication equipment was installed...

To be continued...
Learn English, Spanish, and other languages for free with the HiNative app