(پدربزرگم (قسمت صد و هفتاد و هشتم

  •  
  • 174
  • 0
  • 3
  • Persian 
Jul 20, 2016 02:31
یک سروان در میان افسران آلمانی که به خانه آمدند، بود. وقتی از ماشین نظامی پیاده شد، تمام سربازان که آنجا مرتب بودند، با سلام نظامی به او سلام دادند. سپس، ستوان یکم به سمت او پیاده رفت، با او و افسران دیگر که داشتند او را همراهی می کردند، دست داد و آنها را دعوت کرد به خانه وارد بشوند.

ادامه دارد.
My grandfather (part 178)

There was a captain among the German officers who came to the house. When he got out of a military vehicle, all the soldiers, who were lining up there, greeted him with a military salute. Then, the first-lieutenant walked towards him, shook hands with him and the other officers, who were accompanying him, and invited them to get into the house...

To be continued...