(پدربزرگم (قسمت صد و هفتاد و یکم

  •  
  • 144
  • 0
  • 1
  • Persian 
Jul 13, 2016 00:36
افسر، وقتی که همه به خانه ی قدیمی وارد شدند، به سربازان سفارش داد که توشه ی آنها را به سرعت در اتاق ها بگذاشتند. به محض این که آنها آن کار را انجام دهند، او آنها را به گروههای کوچک تقسیم کرد: به بعضی از آنها فرمان داد که خانه از غبار تمیز کنند، به بعضی دیگر که برای نگهبانی بیرون بروند، به بعضی دیگر که غذا برای ناهار را بپختند و به دیگران که به او کمک کنند تجهیزات مخابراتی را نصب کند.

ادامه دارد.
My grandfather (part 171)

When everybody got in the old house, the officer ordered the soldiers to put their luggage in the rooms quickly. As soon as they did that, he divided them into small groups: he commanded some of them to clean the house of dust, some others to go outside for guard duty, some others to cook food for lunch and the others to help him install the telecommunication equipment...

To be continued...