(پدربزرگم (قسمت صد و هشتاد و هفتم

  •  
  • 162
  • 2
  • 2
  • Persian 
Jul 29, 2016 00:31
پس از دیدن سلاح ها، ستوان یکم به سربازان دستور داد که بیرون مسلسل ها را نصب کنند. بمحض اینکه به آنها آن دستور داد، به سرعت بسیار کیسه های را با شن پر کردند و یک بر روی دیگر گذاشتند تا سه دیوار از کیسه های شن را بساختند که تقریبا خانه را احاطه کنند. بعد از آن، یک مسلسل را در بالای هر دیوار گذاشتند.

ادامه دارد.
My grandfather (part 187)

After having a look at the arms, the first-lieutenant ordered the soldiers to install the machine guns outside. As soon as he told them that, they quickly filled many bags with sand and put them on each other to make three walls of sandbags almost surrounding the house. Afterwards, they put a machine gun on the top of each wall...

To be continued...